بوقلمون پرنده بومی آمریکای شمالی از نظر etymology در زبانهای مختلف سرگذشت عجیبی دارد. انگلیسی ها به آن Turkey می گویند، نام این پرنده در زبانهای روسی، ترکی ترکیه، ترکمنی و جمهوری آذربایجان و بیشتر نقاط آذربایجان ایران از نام کشور «هند» مشتق شده است. (ایندکی، هیند قوشو [ترکی ترکیه و ترکمنی] و هیندیشکا). زیرا وقتی ملوانان هلندی آن را از آمریکا به هلند آوردند مردم هلند تصوی می کردند که آن پرنده از هند آمده است. اما هلندی ها مدتی بعد به اشتباه خود پی بردند و نام آن در هلندی و بسیاری دیگر از زبانهای شمال اروپا به Kalkoen تبدیل شد اما روسها و ترکها همچنان بر هندی بودن این مرغ اصرار داشتند! در حالیکه هندی ها مانند پرتقالیها به این مرغ «پرو» نام نهاده بودند.

فارسها این پرنده را بوقلمون نامیدند. تا آن زمان بوقلمون در فارسی به نوعی پارچه دیبا گفته می شدکه در برابر نور خورشید رنگ عوض می کرد. آن پارچه نیز نام خود را از نام عربی آفتاب پرست گرفته بود. بوقلمون در اصل از ترکیب «بو» عربی (پدر) و خامای لئون χamailéōn یونانی (شیر خاکی- Yer Aslanı) بوجود آمده است.

در زبان دری به این پرنده «فیل مرغ» و در زبان تاجیکی «مرغ مرجان» می گویند.

اما «هشترخان»

این کلمه که نام بوقلمون در میان بیشتر ترکان ایران است از نام شهر آستراخان گرفته شده است. یا  در واقع نام شهر آستراخان شکل تغییر یافته هشترخان است. شهر آستراخان در ساحل خزر، شهر ترکان تاتار بود که به افتخار حاکم خود آن را «حاجی ترخان» نامیده بودند اما در زبان عامیانه به هشترخان تبدیل شده بود. چون در زبان روسی حروف ح و ج وجود ندارد روسها به آن آستراخان می گفتند و زمانی که مرغ داستان ما از روسیه به ایران آمد نامش را «هشترخان قوشو» گذاشتند. که به مرور به هشترخان تبدیل شد.

در ترکی قزاقی، ازبکی، تاتاری، باشقیر، چوواش، ترکی باشقیر به این مرغ Kürke Quşu (مرغ چادر) می گویند. که به نظر من بامسماترین نام برای این مرغ است.